آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان محتویات عشق وقتی خورشید باورهایم طلوع کند آرزو هایم سر بازمی کند من از تو می گویم چشم انتظار غروب و تو از من نمیگویی و تو از دیگری میگویی تسلیم آرزوی تو و.... خوشحالی که آرزویت خوشحالیه اوست و من غمگین غمگینِِِِِ غمگین کنار آرزو هایم
سه شنبه 21 شهريور 1391برچسب:, :: 23:38 :: نويسنده : ناتانالی
سوزنم شعاع خورشید و نخم رشته بارون از حریر صبح روشن می دوزم پیرهن الوون واسه تو بچه شیطون لالالا لالالا پیشونیت آینه روشن دوتاچشمات،دوتاشمعدون مث مهتاب توی ایوون دیگه چشماتو بخوابون لالالا لالالا
سه شنبه 21 شهريور 1391برچسب:, :: 23:27 :: نويسنده : ناتانالی
![]() ![]() |